وبلاگ سحر http://sahar.netsit.ir اولين تجربه من در وبلاگ نويسي Wed, 20 Sep 2017 10:29:12 +0000 fa-IR hourly 1 http://wordpress.org/?v=4.1 و باز آغاز سال تحصیلی جدید http://sahar.netsit.ir/?p=146 http://sahar.netsit.ir/?p=146#comments Wed, 20 Sep 2017 10:25:51 +0000 http://sahar.netsit.ir/?p=146 و باز آغاز سال تحصیلی جدید …

چقدر بزرگ شدیم ما !!!

نتیجه تصویر برای دانش اموزی

آغاز سال تحصیلی جدید مبارک … امسال کلاس هشتم می رم! خدا را شکر…

]]>
http://sahar.netsit.ir/?feed=rss2&p=146 0
سال تحصیلی ۹۵ http://sahar.netsit.ir/?p=148 http://sahar.netsit.ir/?p=148#comments Mon, 19 Sep 2016 10:26:36 +0000 http://sahar.netsit.ir/?p=148 مدرسه ابتدایی را پشت سر گذاشتیم!

چقدر بزرگ شدیم ما !!!

نتیجه تصویر برای دانش اموزی

آغاز سال تحصیلی جدید مبارک … امسال کلاس هفتم می رم! خدا را شکر…

]]>
http://sahar.netsit.ir/?feed=rss2&p=148 0
پایان سال تحصیلی … http://sahar.netsit.ir/?p=141 http://sahar.netsit.ir/?p=141#comments Wed, 29 Apr 2015 15:10:58 +0000 http://sahar.netsit.ir/?p=141 کم کم اردیبهشت ماه هم داره به نیمه ی خودش نزدیک میشود و با پایان یافتن آن وقت امتحانات آخر سال هم دارد میرسد.

امسال من در کلاس پنجم ابتدایی هستم و درس ها کمی نسبت به سال های قبل سخت تر شده است. بنابر این باید وقت بیشتری برای درس خواندن بگذارم.

]]>
http://sahar.netsit.ir/?feed=rss2&p=141 0
گذری به جلفا http://sahar.netsit.ir/?p=134 http://sahar.netsit.ir/?p=134#comments Sat, 18 Apr 2015 15:30:52 +0000 http://sahar.netsit.ir/?p=134 خیلی وقته که فرصت سر زدن به وبلاگم را نداشتم! تعطیلات عید هفته اول همش به دید و بازدید گذشت و فرصت هیچ کاری را نداشتم و هفته دوم هم دزد ماشین داداشم را برد و سرمان گرم ماجرای آن شد و اصلاً نفهمیدیم تعطیلات کی به پایان رسید و این روزها هم که داریم کم کم خودمان را آماده امتحانات آخر سال می کنیم.

هفته پیش برای بابام یک ماموریت کاری پیش آمد و همگی رفتیم شهرستان جلفا و بعد از اتمام کارش سری به بازار های آنجا زدیم و آخر کار هم از یک جاده خیلی سرسبز و قشنگ کنار رود ارس رد شدیم و به یک کلیسای خیلی خیلی قدیمی رسیدیم! در دل کوه های بلند خیلی متعجب شدم که مردمان قدیم با امکانات ساده چه جای زیبایی را آنجا درست کردن!

دیدن این کلیسای زیبا را به همه دوستان توصیه می کنم!

چندتا عکسی که با  موبایل گرفتم 

کلیسای قدیمی در جلفا

کلیسای قدیمی در جلفا

کلیسای قدیمی در جلفا

کلیسای قدیمی در جلفا

کلیسای قدیمی در جلفا

کلیسای قدیمی در جلفا

کلیسای قدیمی در جلفا

کلیسای قدیمی در جلفا

کلیسای قدیمی در جلفا

]]>
http://sahar.netsit.ir/?feed=rss2&p=134 1
یک نوشته آن لاین! http://sahar.netsit.ir/?p=127 http://sahar.netsit.ir/?p=127#comments Wed, 03 Sep 2014 17:39:06 +0000 http://sahar.netsit.ir/?p=127 چیزی به ذهنم نمی رسه!

عصر رفتم با دادشم کلی توی پارک اسکیت سواری کردم و الان چیزی به ذهنم نمی رسه و می روم سریال موئی را نگاه کنم

بای

]]>
http://sahar.netsit.ir/?feed=rss2&p=127 0
شهادت امام علی(ع) http://sahar.netsit.ir/?p=124 http://sahar.netsit.ir/?p=124#comments Fri, 18 Jul 2014 19:45:55 +0000 http://sahar.netsit.ir/?p=124 شهادت امام علی(ع)

توی ماه رمضون

توی محراب نماز

حضرت علی می کرد

با خدا راز و نیاز

پیشونیش به سجده بود

رو لباش نام خدا

روزه بود امام علی

توی محراب دعا

دست یک مرد پلید

علی رو به خون کشید

شد علی شیرخدا

توی محراب شهید

گلی از باغ امامت کم شد

همه جا غرق غم و ماتم شد

یتیمای کوفه بی پدر شدن

چشما گریون و کمرها خم شد

]]>
http://sahar.netsit.ir/?feed=rss2&p=124 0
بلاخره http://sahar.netsit.ir/?p=121 http://sahar.netsit.ir/?p=121#comments Mon, 02 Jun 2014 21:35:56 +0000 http://sahar.netsit.ir/?p=121 بلاخره امتحانات تمام شد!

راستش هفته پیش امتحانات مان تمام شد اما مدرسه اصرار داشتن که ما باید بیائیم و کم کم بچه ها از کلاس کمتر شدند تا اینکه معلم مان گفت هر کی نیاد …

چهارشنبه با مامانم رفتیم و پوشه کلاسیمون را گرفتیم و آوردیم و یک نگاهی به کارنامه نه چندان درخشانم کردیم و بعد به کمک مامان همشون را بردم انداختم ظرف اشغال و یک سال دلهره تمام شد!

یک هفته است که ماندم برای تعطیلات چکار کنم. توی کامپیوترم نه یک بازی خوب دارم که باهاش بازی کنم و نه بیرون میشه یک کاری کرد و همش داریم نقشه می کشیم که چکار کنیم!

به علت های خیلی خیلی زیاد توی هیچ کلاسی که وقت مشخص داشته باشه نمیتوانم ثبت نام کنم آخه …

بلاخره هنوز نتوانستیم تصمیم بگیریم این تعطیلات را چکار کنیم

]]>
http://sahar.netsit.ir/?feed=rss2&p=121 0
روز پدر و فصل امتحانات http://sahar.netsit.ir/?p=114 http://sahar.netsit.ir/?p=114#comments Mon, 12 May 2014 14:55:25 +0000 http://sahar.netsit.ir/?p=114    هر سال که میگذره فصل امتحانات کمی تغییر می کنه و امسال این روزها همش داریم امتحان میدهیم.

pedar

فردا روز پدره و تعطیله(روز پدر را اول به پدر خودم و بعد به همه پدرهای مهربون تبریک می گم) و فرداش هم که چهارشنبه است و ما چهارشنبه ها معلم نداریم

امروز امتحان جغرافی داشتیم و به نظرم خوب ننوشتم! آخه دیروز اصلاً نتوانستم درس بخوانم و همش به خوابیدن گذشت.

خلاصه الان که دارم اینها را می نویسم مامانم خونه نیست و رفته دیدن دختر همسایه که طفلکی سرطان داره و مامانم میگه داره میمره. آخه پدر و مادرش پول ندارن براش دارو بخرن و بهش کپسول وصل کردند و نمی تونه نفس بکشه.طفلکی

خب تا مامانم نیامده تمام کنم و آروز دارم هیچ بچه ای سرطان نگیره و همچنین همه بچه ها در امتحانات موفق بشن

]]> http://sahar.netsit.ir/?feed=rss2&p=114 0 جای سی دی http://sahar.netsit.ir/?p=103 http://sahar.netsit.ir/?p=103#comments Mon, 16 Dec 2013 21:53:53 +0000 http://sahar.netsit.ir/?p=103 بلاخره امروز بعد از ۳ روز تعطیلی رفتیم مدرسه! صبح تا برسیم مدرسه داشتم یخ میزدم هوا خیلی خیلی سرد بود

به نظرم چند درجه از صفر کمتر بود!

از وقتی توی کلاس مان پروژکتور نصب کردن خانم معلم مان هر روز سی دی های زیادی با خودش میاره سر کلاس و دیدم همش رو میریزه توی کیفش با خودم فکر کردم که اگر از این جای سی دی ها ببرم براش خیلی خوشحال میشه!

دیشب به زور بابام را راضی کردم که یکی از جای سی دی هاش را خالی کنه بده ببرم برای خانم معلم

اون هم حرفی نداشت اما خب تا بده خیلی طولش داد! آخه خودش لازم داشت و از خیلی وقت پیش اینها را خریده بود و لازم داشت اما مگه می تونه روی حرف تنها دخترش حرفی بزنه؟

دیشب گرفتم بردم توی دسشویی کلی با صابون مایع شستم تا گرد و خاکشان بره و عین روز اول نوع شد

( صبح بردم گذاشتم روی میز خانم معلم و گفتم اینو برای شما آوردم!

اون هم خیلی خوشحال شد و گفت آفرین دخترم

از کجا میدانستی من احتیاج به جای سی دی داشتم؟)

این تصوری بود که من داشتم! صبح رفتی مدرسه خانم آمد و من با خوشحالی بردم و گذاشتم روی میز که خانم اینو برای شما آوردم! اون هم برداشت یک نگاهی بهش کرد و داد دستم که من از اینها نخواسته بودم یک کیف سی دی گفته بودم بیارید! این بدرد من نمی خوره و پسش داد به خودم.

خیلی از این کار خانم معلم ناراحت شدم و بردم گذاشتم توی کیفم

ظهر وقتی جریان نگرفتن جای سی دی را برای بابا و مامانم تعریف میکردم آنها خیلی ناراحت شدند و مامانم گفت:

… (اینجا را بابا سانسور کرده) ؟

بابام گفت عیبی نداره بردار سی دی های خودت را بگذار توش! من که خالیش کردم و دادم بهت

خلاصه جای سی ۵۰ تایی رسید به من! حالا ماندم توش چی بگذارم آخه من ۵۰ تا سی دی ندارم …

(( آقا این سحر خانوم ما تا بیاد چند سط متن بنویسه آنقدر تایپ می کنه(NNN(!:~!&$%^#?=$@*&^>@!2$%^&*)SSS) که آدم فکر می کنه داره یک رمان می نویسه و آخر سر هم می بینی چند تا کلمه نوشته و میگه زحمتش هم دیگه با خودتونه و … خیلی اذیت می کنه برای همینه که اینقدر پستش کمه!!!!!!!!!!!!!!!!!   بابای سحر))

first_41305-58805!1_th

]]> http://sahar.netsit.ir/?feed=rss2&p=103 0 برف و تعطیلی مدرسه http://sahar.netsit.ir/?p=98 http://sahar.netsit.ir/?p=98#comments Sun, 15 Dec 2013 01:35:58 +0000 http://sahar.netsit.ir/?p=98 امروز شنبه بود و بعلت باریدن برف مدرسه ها تعطیل بودن!

بابام تعریف میکرد وقتی که اون کوچیک بود اگر از آسمان سنگ هم می بارید مدرسه تعطیل نمی شد! اما از شانس خوب ما امسال تا برف بارید مدرسه ها تعطیل شدن!

برای همین من تا ساعت ۱۱:۳۰ شب بیدار بودم تا به اخبار استانی تلوزیون نگاه کنم و با خیال راحت بخوابم

با اینکه ته دلم ناراحتم که چرا مدرسه تعطیل شده و من نمی توانم به مدرسه بروم!

خب وقتی می بینم داداش ها اینطور از تعطیلی مدرسه ام دپرس می شوند( همان ناراحت خودمان) من هم شیطونیم گل میکنه و دلم می خواد بیشتر ناراحت شان بکنم.

شنبه تعطیل بود و شکر خدا یکشنبه هم تعطیل شد البته بیرون برف زیادی باریده و با اینکه مامانم اجازه نداد بروم دم  در آدم برفی درست کنم اما باز هم خوشحالم …

چهارشنبه ساعت ۱۲ از مدرسه آمدیم بیرون و الان ۱ – ۲ – ۳ -۴ روزه که مدرسه نرفتیم …

من برف را خیلی دوست دارم .

t66n0n

]]>
http://sahar.netsit.ir/?feed=rss2&p=98 0